مقدمه اي بر کلاس هاي تاريخ انديشه سيدجواد طباطبايي

تعداد بازدید : 1011
تاریخ انتشار : ۱۳۸۷/۹/۹


حامد زارع

سيدجواد طباطبايي دوره جديدي از کلاس هاي خود را در موسسه مطالعاتي انديشه سياسي - اقتصادي تشکيل داده است. وي که در گذشته و در همين موسسه «انديشه سياسي انقلاب فرانسه»، «توکويل و انقلاب فرانسه»، «کانت و فيشته»، «پديدارشناسي روح هگل» و «انديشه سياسي مارکس» را تدريس کرده بود، از چندي پيش سلسله کلاس هاي «تاريخ انديشه» را پيگيري مي کند.
طباطبايي که در کلاس هاي اخير خود از متد «متن خواني» استفاده مي کند، در اولين قدم از توضيح تاريخ انديشه، «ماکياولي» را انتخاب کرده است. چه اينکه ماکياولي آغاز سخن تازه است و تاريخ انديشه جديد از وي آغاز مي گيرد. در واقع طباطبايي در اين کلاس ها قصد ادامه پروژه خود در باب انديشه سياسي اروپا را دارد که بعد از چاپ جدال قديم و جديد، اينک با ماکياولي قصد روايت چگونگي چيرگي جديد بر قديم و نوزايي انديشه سياسي جديد را دارد. سيدجواد طباطبايي مسلماً از توضيح و تبيين ماکياولي اهداف ديگري را نيز مدنظر خويش قرار داده است. جدا از پالايش فکر ماکياولي که نزد عوام به فريبکاري و شيطان صفتي و بي اخلاقي شهره شده است و طباطبايي قصد توضيح انديشه راستين ماکياولي و کار سترگي که وي انجام داد را با توسل به متن خود ماکياولي دارد، نمي توان از نقش ماکياولي در آگاهي زمانه و طرح انحطاط در دوران خويش و آغاز کردن يک دوران ديگر غفلت کرد که با توجه به تاريخ گرايي که در طباطبايي سراغ داريم و نيز انديشه مدرن وي، اين امر در ياري کردن وي در طرح نظريه هايش نيز موثر است. طباطبايي در تمام آثار و اقوال خويش کمر مواظبت از اين ايده را بسته است که در دوران جديد نمي توان با زبان قديم سخن گفت. نقدهاي وي به جريان روشنفکري و همچنين تاريخ معاصر و مخصوصاً مشروطه نيز از فهم همين ايده قابل دريافت است.

البته سيدجواد طباطبايي چون تاريخ را داراي جايگاه مي بيند و ايران زمين و تحولات آن را محترم مي داند، حتي هنگامي که از انديشه سياسي اروپا در دوران جديد مي گويد، نظري به ايران و مسير تاريخ انديشه در آن دارد. وي در جلسه نخست درس گفتارهايش در باب تاريخ انديشه با دقت و توجه به مسائل ايران معاصر و همچنين جريان روشنفکري و نهاد دانشگاه، جايگاه انديشه سياسي جديد را با ايران مشخص کرد. طباطبايي گفت؛ «تحول تاريخي انديشيدن در غرب در کتاب هاي امروز علوم انساني ايران ديده نمي شود و اين کتاب ها از حد خلاصه هايي فراتر نمي رود.» وي با ترابط وضع کنوني انديشه و دانشگاه در ايران با وضعيت فکر غربي و برخورد اوليه ايرانيان با انديشه جديد افزود؛ «ما ناچار بايد وضعيت خودمان را نسبت به سنت مشخص کنيم. علم و تمدن در جهان اسلام روي يک سنت واحد ايجاد شده است و آن هم سنتي است که بر نص کتاب آسماني مسلمانان استوار شده است ولي ما ايرانيان حداقل تا قبل از مشروطه سه نص را در سنت خود داشتيم. عقل يوناني، حکمت ايرانشهري و نص اسلامي همزمان در سنت ما وجود داشت. بعد از مشروطه يک ناحيه جديد نيز در نظام سنت مان ايجاد شد و قانون مطرح شد. اين يک مفهوم جديد بود که در نصوص گذشته وجود نداشت.» طباطبايي با اشاره به فکر غربي و مفاهيمي همانند قانون که نص چهارم سنت ما را شکل مي دهد و ارتباط آن با اتفاق انقلاب مشروطه گفت؛ «از سه نص نخست مشروطه برنمي آمد، بلکه مشروطه از تحولي ديگر و از نص ديگر نشات گرفته است. مشروطه يعني حکومت قانون.»

سيدجواد طباطبايي هم هنگام با پيشبرد طرح هاي خود، بحث روشنفکري در ايران و تقابل جبري آن با تاريخ انديشه را نيز مطرح مي کند. وقتي مي گويد؛ «روشنفکري ايران بر هيچ تکيه کرده است. ولي روشنفکري در غرب بر جايي تکيه زده است که يک نص وجود دارد. بحث روشنفکري ايران بايد يک پرسش صحيحي براي خود پيدا کند و آن را به تاريخ انديشه مرتبط سازد. روشنفکري ما در خلاء مجموعه يي از نص هاي جديد ظاهر شده است. از سوي ديگر روشنفکران ما از توهم «آنچه خود داشت» نتوانستند بيرون بيايند،»

طباطبايي با وقوف کامل به وضعيت تاريخ ايران زمين و همچنين تاريخ معاصر و فکر و فلسفه وجود در ذهنيت ايراني و با توجه به همه مسائل و معضل هاي موجود، علاج درد حاضر را در فهم ماجراي اتفاق افتاده در مدرنيته و انديشه سياسي جديد مي داند و به همين سبب دست به تدريس تاريخ انديشه مي زند.

آنچه نزد سيدجواد طباطبايي از اهميت برخوردار است، ماهيت تاريخ انديشه - و نه روشنفکري - است. به عبارت ديگر اگر ماکياولي توانست سرآغاز فکر نو باشد به دليل برجستگي اش در تاريخ انديشه و وارد کردن مفاهيم جديد بوده است و توضيح همين امر که تاريخ انديشه راهگشا مي تواند باشد نيز در جامعه ما به تعويق افتاده است.

اهتمام طباطبايي به تاريخ انديشه را بايد برخاسته از دقتي دانست که ناظر به «تاريخ» و «تحولات فلسفي» است. ماکياولي با توجه به آنچه داشته است و ديده است و انديشيده است، راه جديدي را باز مي کند و قطعاً گشايش اين راه و فهم آن ناظر به وضعيتي است که در اتمسفر تاريخ انديشه سياسي روي مي دهد و براي فهم اين تحولات بايد تاريخ انديشه را دانست. از همين رو سيدجواد طباطبايي تدريس تاريخ انديشه را از ماکياولي آغاز کرده است. پيداست که اگر فهم ماکياولي و تاريخ انديشه در ايران اتفاق نيفتاده است به سبب ترجمه ها و تاليف هاي نارس نيز بوده است و طباطبايي ضمن بيان اين نکته که «ماکياولي آني است که در کتاب هاي فارسي نيامده است» با رجوع به متن اصلي شهريار، دست به توضيح ماکياولي مي زند.

ماکياولي در جايي ايستاده است که پايان يک عصر و آغاز يک عهد است، به عبارت بهتر او در ميانه قديم و جديد قدعلم کرده است و البته که خودش منادي فکر جديد است. با توجه به اين نکته تقريرات و انديشگي هاي ماکياولي بايد هنرمندانه تر بررسي شود. در اين عرصه چاره يي جز زمينه گرا بودن و لحاظ کردن اوقات تاريخي و موقعيت هاي زماني که آن انديشه و تقريرات اثرگذار شده اند، نيست. سيدجواد طباطبايي با وقوف کامل خود بر اين نکته که البته از سنت آنگلوساکسوني و فلسفه قاره يي نيز انتظاري جز اين نمي رود، با نگاهي تاريخي و زمينه گرا متون ماکياولي را مرور مي کند. از اين جهت اين يک کار کاملاً جديد در ايران معاصر ماست که متاسفانه نه در دانشگاه و نه در فضاي روشنفکري خبري از آن نيست. فهم تاريخي انديشه ماکياولي باعث مي شود طباطبايي بگويد؛ «زبان ماکياولي نه يک زبان قديمي و ناشي از الهيات مسيحي قرون وسطي است و نه يک زبان کاملاً جديد همانند جان لاک است. بلکه زبان ماکياولي يک زبان در حال گذار است و يک حالت بينابيني دارد. اصطلاحاتي که ماکياولي آنها را به کار مي برد، مضمونش ناظر بر پايان يک دوران و آغاز دوران جديدي است که البته هنوز تبيين نشده است.» اين نوع نگاه به ماکياولي که قريب ترين نگرش به ماکياولي مناسب با تاريخ انديشه اروپايي است، در هيچ يک از گفتارها و نوشتارهاي معاصر ما ديده نمي شود. غيبت اين نگاه و اهتمام طباطبايي به اين نوع پرداخت، اهميت دوچنداني را مي طلبد.

نيکولو ماکياولي در شهريار خود سخناني مي گويد که کاملاً با سياست نامه هاي قبل از خودش تفاوت ماهوي دارد و اينجاست که شکوفه هاي فکر جديد قابل رويت است و طباطبايي قصد رونمايي از اين شکوفايي را دارد، وقتي که مي گويد؛ «ماکياولي در زبان نوشتن با گذشته خودش تفاوت دارد و در شيوه سياستنامه نويسي يک تفاوت بزرگ ايجاد مي کند. توضيح بهترين شکل حکمراني که از ارسطو شروع شده بود و در سياستنامه هاي ايراني نيز بازتاب پيدا کرده بود، مساله اش عدل حاکم است. اما ماکياولي در جايي بدنامي هميشگي براي خود خريد و افکاري تدوين کرد و سياستي نوشت که با گذشته تفاوت دارد. نه فضيلت ارسطويي بود و نه عدل سياستنامه يي، ماکياولي حوزه سياست را به جايي منتقل کرد که استقلال داشته باشد. به عبارت ديگر سياست در قلمروي جريان پيدا مي کند که اخلاق نباشد. سياست ماکياولي غيراخلاقي نيست، بلکه در جايي جريان مي يابد که اخلاق حضور ندارد.»

اما نکته مهم ديگري که سيدجواد طباطبايي در کلاس هاي اخير خود مدنظر گرفته است «تاريخ تحول مفاهيم» است. علاوه بر اهميت تاريخ انديشه و منطق دروني آن، مفاهيم و تاريخ تحول آن نيز از اهميت بسزايي برخوردار است تا جايي که طباطبايي کلاس خود را کلاس توضيح انديشه انديشمندان نمي داند بلکه کلاس توضيح تاريخ تحول مفاهيم مي نامد و البته براي پربها نشان دادن مفاهيم و نقش آن در تاريخ انديشه، کسي فاخرتر از نيکولو ماکياولي نمي توان يافت. سيدجواد طباطبايي معتقد است؛ «ماکياولي هرگز با مفاهيم بازي نمي کند بلکه مفاهيم را درست سر جاي خودشان قرار مي دهد. ماکياولي گوهريان و طلاساز بزرگي است که جايگاه هر واژه يي را مي داند. کلمات در ماکياولي کاملاً مهم است.» وي از اين طريق نگاهش را متوجه تاريخ انديشه مي کند و مي گويد؛ «ماکياولي براي اولين بار راهي را باز کرد تا تحولات حوزه انديشه از ژان بدن تا توماس هابز صورت بگيرد و در اين فاصله زماني مفاهيم شکل بگيرد.»

جهد و کوشش طباطبايي در تدريس ماکياولي و تاريخ انديشه که به هابز و لاک و روسو نيز خواهد رسيد و تدقيق در چگونگي شکل يابي و قوام يافتگي مفاهيم سياسي در تاريخ انديشه، از ويژگي هاي مهم تحقيقات و تدريسات اوست که جاي خالي آن به راحتي قابل حس است. توضيح ماکياولي قدم بزرگي در توضيح مناسبات قدرت و ميدان جاذبه سياست و همچنين رابطه نيروها در درون سياست و قدرت است که با ادامه سلسله درس هاي طباطبايي و پرداختن به انديشمندان ديگر، اين بحث کامل تر مي شود.

اين نوشتار در حکم ديباچه يا مقدمه يي بر تشکيل کلاس هاي تازه طباطبايي در باب تاريخ انديشه سياسي است و نويد اين خبر که از اين پس هر هفته گزارش کامل درس گفتارهاي سيدجواد طباطبايي در همين روز و در همين صفحه به خدمت علاقه مندان تاريخ و انديشه عرضه خواهد شد.

دریافت نسخه پی دی اف

منبع :
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
متن نظر :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ارسال